بر تن و قامت شهر، رخت عزا جامه کنید
بوی تابوت پر از تیر حسن (ع) می آید
پی نوشت: هفتم صفر، شهادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)
دائم الخمرم خواندند زاهدان این دیار
بس که بعد از روضه ها با چای مستی کرده ام
هر کسی دیوانه ی عشقت نشد عاقل نشد
غیرِ نوکرهایت آقا ، « کُلُّهُم لا یَعقِلون »
یا رب ! دعای خسته دلان مستجاب کن
اشکی بده که راه فرج باز می کند
فهمیدم از « علیُّ مَعَ الحق » که آدمی
حیدر پرست نیست اگر ، حق پرست نیست !
تو خود مراد منی ، پس چه حاجت است به باب
به جز به سوی تو این ناله ها بلند مباد
کار اگر غیر گدایی ز در خیمه ی توست
راضی ام من همه ی عمر به بیکار شدن
دل اگر خداشناسی ، به لبت بگو علی (ع) حق
که حق از علی (ع) برآید و علی (ع) بود مع الحق
صبح ها خورشید می آید به « گودِ صحن » ، پس
در حقیقت ناله ی نقّاره « زنگ رخصت » است
بیچاره بهشت است که هر شام تولد
حیران چراغان خیابان تو باشد
در شب میلاد سلطان سریر ارتضا
هر که مشهد می رود ، یادی کند از مجتبی (ع)
پی نوشت:
1. مبارک باد میلاد سلطان علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة و الثناء)
2. لعنت خداوند بر آل سعود
گاه و بی گاه آمدن ، یا گاه گاهی آمدن
هیچکس نشنیده از دربان اینجا « شاه نیست »
کربلا با تربتش عمریست که دارالشفاست
مشهد اما نسخه اش با آب سقاخانه است
پای او « شاه چراغ » و دست ها « عبدالعظیم »
چشم ایران چون که مشهد گشت ، قم دل می شود
ساعتی پیش ، گُلِ ذکرِ علی (ع) بر لب بود
مست شد هر که نفس های مرا بو کرده
تابید نوری از تو به انگور و شد شراب
هر کس که بوسه زد به ضریحت خمار شد
به لطف مادرتان « جعفــری » است آیینم
نفس نفس زدنم خرج جای دیگر نیست
خِشت اول را اگر زهرا (س) گذارَد در بقیع
تا ثُریّا می رود دیوار ایوان حسن (ع)
شادی هر دو جهانم به خدا از غم توست
غم تو می برد از دل همه ی غم ها را
میان سجده لگد خورد غیرت سحرم
کسی که میزندم بغض مرتضی (ع) دارد