زیتـــون | شاه بیت های مذهبی

« السلام علیکم یا اهل بیت النبوه »

عریان

روضه خوانت میشوم با روضه ای تک مصرعی

« بر زمین بودی و بر جسم تو پیراهن نبود »

نای نی

نی را در این بساط به نائی چه نسبت است؟

کم نیست اینکه بشنوم از خود صدای تو

دیوانه ی حسین (علیه السلام)

هر کسی دیوانه ی عشقت نشد عاقل نشد

غیرِ نوکرهایت آقا ، « کُلُّهُم لا یَعقِلون »

غم ارباب

شادی هر دو جهانم به خدا از غم توست

غم تو می برد از دل همه ی غم ها را

متاع درد

جوهر درد متاعی است که هر جایی نیست

از چنین جنس در این کوچه دکانم دادند

پی نوشت:

اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم

حوض اشک

حوض کوثر شود از اشک محبّان تو پُر

ساقی اش دستِ خدایِ احدِ منّان است

سه لفظ

گر عشق تو رنگ غم نمی داد به دل

« عشق » و « غم » و « دل » سه لفظ بی معنا بود

زخم و مرهم

ایمان به دست یاری تو دارم و خوشم

پس زخم هدیه کن که مرا مرهمت خوش است

به نام جنون

رحمت به آن کسی که به من یاد داد و گفت:

وا کن دو لب به نام جنون و بگو « حسین (ع) »

مجنون عشق تو

حاصل عقل بُوَد عشق و ، جنون میوه ی اوست

هر که از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست

ذکر شور

نام مقدّست نمک زندگی ماست
جز شورِ « یاحسین (ع) » دگر دم نمیدهیم

خدای حسین (علیه السلام)

نشناخت بی حسین (ع) ، خدا را کسی به حق

در جمله ماسوا نه خدا ، جز خدای اوست

کویِ حسین (علیه السلام)

زاهد به ره کعبه و راهب به سوی دیر

اما منِ مجنون هوسم کویِ حسین (ع) است

بیاید ببیند

کو سلیمان (ع) تا ببیند میکُنی در موجِ خون

دست و انگشتر عطا ؛ یا لیتَنا کنّا مَعَک

غریب ، حسین (علیه السلام)

به طوس رفتم و ناله زدم : « غریب! غریب! »

ندا رسید ز سوی رضا (ع) : « حسین ؛ حسین (ع) »

محرم میرسد

اهل عالم ! دارد از ره ماه ماتم میرسد

هیئتی ها ! یاعلی ؛ دارد محرّم میرسد

جان نثاران حسین (علیه السلام)

عاشقان را گر تو فرمان بر نثار جان دهی

بر سر کوی تو هر شب عید قربان می شود

گریه بر حسین (علیه السلام)

دنیا ! به گریه کردن من خُرده ای نگیر

بعد از حسین (ع) خنده به این لب حرام شد

نقش نگار

هزار نقش برآید ز کِلکِ صُنع و یکی

به دلپذیریِ نقشِ نگارِ ما نرسد

دست به دامان حسین (علیه السلام)

پشت دستش هدف زخم ندامت گردد

هر که از دست دهد ، گوشه دامان تو را

۱ ۲ ۳ . . . ۶ ۷ ۸
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan