زیتـــون | شاه بیت های مذهبی

« السلام علیکم یا اهل بیت النبوه »

عریان

روضه خوانت میشوم با روضه ای تک مصرعی

« بر زمین بودی و بر جسم تو پیراهن نبود »

نای نی

نی را در این بساط به نائی چه نسبت است؟

کم نیست اینکه بشنوم از خود صدای تو

شیرین

اگر حس چشایی نیست کارِ چشم ، پس از چیست ...

... که من تا دیدم آن بت را یقین کردم که شیرین است ؟!

پایان دو ماه عزاداری

به پایان آمد این دفتر ، عزایت همچنان باقیست

برای نوکرت هر روز عاشورا و هر جا کربلا باشد

دائم الخمر

دائم الخمرم خواندند زاهدان این دیار

بس که بعد از روضه ها با چای مستی کرده ام

دیوانه ی حسین (علیه السلام)

هر کسی دیوانه ی عشقت نشد عاقل نشد

غیرِ نوکرهایت آقا ، « کُلُّهُم لا یَعقِلون »

غم ارباب

شادی هر دو جهانم به خدا از غم توست

غم تو می برد از دل همه ی غم ها را

بکوش

زائر شدن به قسمت و دعوت همیشه نیست

ای بی خبر بکوش ! زیارت گرفتنی است !!

متاع درد

جوهر درد متاعی است که هر جایی نیست

از چنین جنس در این کوچه دکانم دادند

پی نوشت:

اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم

حوض اشک

حوض کوثر شود از اشک محبّان تو پُر

ساقی اش دستِ خدایِ احدِ منّان است

سه لفظ

گر عشق تو رنگ غم نمی داد به دل

« عشق » و « غم » و « دل » سه لفظ بی معنا بود

زخم و مرهم

ایمان به دست یاری تو دارم و خوشم

پس زخم هدیه کن که مرا مرهمت خوش است

با ارزش

شرح غلام تُرک تو ، متن کتاب هاست

یک موی او به قیمت صد جام و صد جم است

مثل امام حسن (علیه السلام)

« لا یوم کَیومِک » ، همه ی عشق من این است

تا اشک روانی چو حسن (ع) داشته باشم

به نام جنون

رحمت به آن کسی که به من یاد داد و گفت:

وا کن دو لب به نام جنون و بگو « حسین (ع) »

مجنون عشق تو

حاصل عقل بُوَد عشق و ، جنون میوه ی اوست

هر که از عشق تو دیوانه نشد عاقل نیست

ذکر شور

نام مقدّست نمک زندگی ماست
جز شورِ « یاحسین (ع) » دگر دم نمیدهیم

خدای حسین (علیه السلام)

نشناخت بی حسین (ع) ، خدا را کسی به حق

در جمله ماسوا نه خدا ، جز خدای اوست

کویِ حسین (علیه السلام)

زاهد به ره کعبه و راهب به سوی دیر

اما منِ مجنون هوسم کویِ حسین (ع) است

دچار کربلا

نه کعبه ، عالم امکان همه دچارِ حسین (ع)

حسینِ فاطمه (س) تنها دچارِ کرببلا !

۱ ۲ ۳ . . . ۴ ۵ ۶
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan