زیتـــون | شاه بیت های مذهبی

« السلام علیکم یا اهل بیت النبوه »

شیرین

اگر حس چشایی نیست کارِ چشم ، پس از چیست ...

... که من تا دیدم آن بت را یقین کردم که شیرین است ؟!

افطار آخر

شاید نباشیم و نباشی سال های بعد

با اشک بردار آخرین خرما و نانت را

جوشن کبیر

آغوش وا کن از همه سو تیر می زنند

ای جثه ی صغیر مرا جوشن کبیر

وصف حسن (علیه السلام)

وصف او کردم و در مصر صبـا را گفتند

بدهد نامه ای از سوی زلیخا به حسن(ع)

باده

هرکس ز باده ای بشود مستِ مستِ مست

من باده می شوم به نوایِ « حسن حسن (ع) »

امیدوار

بازآ که در فراق تو چشم امیدوار

چون گوش روزه دار بر « الله اکبر » است

یاد شهید

بهار ، بوی گل سرخ با خود آورده است

که یادمان نرود زنده است یاد شهید

عیدی خدا

برای این همه صحرا که دستشان خالی است

بهار ، عیدی بی منّت خداوند است

پی نوشت:

بهار مبارک

اللهم عجّل لولیک الفرج

دائم الخمر

دائم الخمرم خواندند زاهدان این دیار

بس که بعد از روضه ها با چای مستی کرده ام

دیوانه ی حسین (علیه السلام)

هر کسی دیوانه ی عشقت نشد عاقل نشد

غیرِ نوکرهایت آقا ، « کُلُّهُم لا یَعقِلون »

دعای خسته دلان

یا رب ! دعای خسته دلان مستجاب کن

اشکی بده که راه فرج باز می کند

حق پرست

فهمیدم از « علیُّ مَعَ الحق » که آدمی

حیدر پرست نیست اگر ، حق پرست نیست !

مراد ما

تو خود مراد منی ، پس چه حاجت است به باب

به جز به سوی تو این ناله ها بلند مباد

کار گدایی

کار اگر غیر گدایی ز در خیمه ی توست

راضی ام من همه ی عمر به بیکار شدن

حق با علی (علیه السلام) است

دل اگر خداشناسی ، به لبت بگو علی (ع) حق

که حق از علی (ع) برآید و علی (ع) بود مع الحق

زنگ رخصت

صبح ها خورشید می آید به « گودِ صحن » ، پس

در حقیقت ناله ی نقّاره « زنگ رخصت » است

شام میلاد

بیچاره بهشت است که هر شام تولد

حیران چراغان خیابان تو باشد

غریب کیست

در شب میلاد سلطان سریر ارتضا

هر که مشهد می رود ، یادی کند از مجتبی (ع)

پی نوشت:

1. مبارک باد میلاد سلطان علی بن موسی الرضا (علیه آلاف التحیة و الثناء)

2. لعنت خداوند بر آل سعود

آمدم ای شاه

گاه و بی گاه آمدن ، یا گاه گاهی آمدن

هیچکس نشنیده از دربان اینجا « شاه نیست »

آب سقاخانه

کربلا با تربتش عمریست که دارالشفاست

مشهد اما نسخه اش با آب سقاخانه است

۱ ۲ ۳ . . . ۳۲ ۳۳ ۳۴
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan