زیتـــون | شاه بیت های مذهبی

« السلام علیکم یا اهل بیت النبوه »

ایوان حسن (ع)

خِشت اول را اگر زهرا (س) گذارَد در بقیع

تا ثُریّا می رود دیوار ایوان حسن (ع)

غم ارباب

شادی هر دو جهانم به خدا از غم توست

غم تو می برد از دل همه ی غم ها را

لگد بغض

میان سجده لگد خورد غیرت سحرم

کسی که میزندم بغض مرتضی (ع) دارد

باران رحمت

ببار ای جاری هموار ! ای باران بی پایان !

به دیدار تو تا کی این زمین پیر خواهند ماند ؟!

روز پدر

روز میلاد شما ، بوسه زنم بر دستِ ...

... « پدری » را که به من نوکریت را آموخت

پی نوشت:

1. آرزوی سلامتی و طول عمر با عزت برای پدرم دارم

2. از درگاه ایزد منان، علوّ درجات را برای شهدای مدافع حرم مسئلت دارم

سگ کوی علی (علیه السلام)

علی (ع) امام من است و منم سگ کویش

سگی که شاه جهان شد به آبروی علی (ع)

پی نوشت:

نگارنده خود را در حد و اندازه این بیت نمیداند

اما امیدوار است شاعر به این مقام رسیده باشد

دل دیوانه

نجف رفتم دلم را زیر ایوان دست او دادم

دلِ سالِم به او دادم ، دل دیوانه آوردم

نفس

نفس کشیدنِ بی مِهر تو حرامم باد

علی (ع) است ذکر دم من و بازدم حیدر (ع)

پدیده

هفت آسمان نجف شده ، عالم نجف شده است

زیباترین پدیده ی ارض و سما : نجف

باب المراد

قلب ما باب المجانین و کرامت از شما

راه تو باب المراد و استقامت از گدا

لبیک یا هادی (علیه السلام)

سخت سیلی زده بر بی ادبی با ادبش

هر که « لبیک علی النقی (ع) » آید به لبش

تأیید زیارت

جامعه می خوانم و چشمم به راهت مانده ، چون

مُهرِ تأییدِ زیارت با امام هادی (ع) است !

عطر گل

خدا به فاطمه بنت حسن گلی بخشید

که عطر باغ حسینی از او رسد به مشام

پی نوشت:

میلاد امام محمد باقر (علیه السلام)

مثل حسن (علیه السلام)

سینه اش تنگ شد از شدت آن زهر جفا

« مجتبی گونه » و با « درد » رَوَد سمت خدا

پی نوشت:

شهادت امام هادی (علیه السلام)

سوی حسن (علیه السلام)

یقین کنید که روزی به چشم خواهم دید

پیاده می روم آخر به کربلای حسن (ع)

متاع درد

جوهر درد متاعی است که هر جایی نیست

از چنین جنس در این کوچه دکانم دادند

پی نوشت:

اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم

حوض اشک

حوض کوثر شود از اشک محبّان تو پُر

ساقی اش دستِ خدایِ احدِ منّان است

سه لفظ

گر عشق تو رنگ غم نمی داد به دل

« عشق » و « غم » و « دل » سه لفظ بی معنا بود

زخم و مرهم

ایمان به دست یاری تو دارم و خوشم

پس زخم هدیه کن که مرا مرهمت خوش است

با ارزش

شرح غلام تُرک تو ، متن کتاب هاست

یک موی او به قیمت صد جام و صد جم است

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ . . . ۲۷ ۲۸ ۲۹
موضوعات
Designed By Erfan Powered by Bayan